زندگی نامه ی محمد زکریای رازی

مقدمه :
نام وی محمد و نام پدرش زکریا است.
رازی فیلسوف، عالم طبیعی، شیمیدان و پزشک بزرگ ایران و ملقب به جالینوس المسلمین از مفاخرو مشاهیر جهان و یکی از نوابغ روزگار قدیم است.
مورخان شرقی در کتاب هایشان او را محمد بن زکریای رازی خواندهاند، اما اروپائیان و مورخان غربی از او به نام های رازس Rhazes=razes و رازی Al-Razi در کتاب های خود یاد کردهاند.
تاریخ و محل تولد :
به گفته ابوریحان بیرونی وی در شعبان سال ۲۵۱ هجری (۸۶۵ میلادی) در ری متولد شده و دوران کودکی و نوجوانی و جوانیاش دراین شهر به تحصیلات در فلسفه و ریاضیات و نجوم و ادبیات پرداخت . ری از شهرهاي كهن ايران است كه نام آن در اوستا نيز آمده است. اين شهر در آن روزگار مركز علم و ادب ايران بود و بزرگان و دانشمندان زيادي از آن شهر برخاستند. مقدسي در كتاب احسن التقاسيم درباره ي اين شهر نوشته است:"در اين شهر مدارس و مجالس علم فراوان است. مذكران آنجا فقيه و رؤساي آنان عالم و محتسبشان مشهور و سخنورانشان اديب هستند."
دوران جوانی:
چنین شهرت دارد که در جوانی عود مینواخته و گاهی هم شعر میسرودهاست. بعدها به کار زرگری مشغول شد و پس از آن به کیمیاگری روی آورد. وی در سنین بالا علم طب را آموخت. ابوریحان بیرونی معتقد است او در ابتدا به کیمیا اشتغال داشته و سپس در اثر کار زیاد با مواد تند ، تیز بو چشمش آسیب دید. ميگويند او براي درمان چشم خود به نزد پزشكي رفت و آن پزشك براي درمان او پانصد دينار از او درخواست كرد و او ناچار شد بپردازد. سپس، با خود گفت:"كيمياي واقعي علم طب است نه آنكه تو بدان مشغولي" و اين گونه بود كه به پزشكي گرايش پيدا كرد.
سفر به بغداد:
رازی در سی سالگی به بغداد رفت و چون بر بیمارستان مقتدر گذر کرد به طب دلبستگی یافت و به تحصیل این علم پرداخت و چون در آن چیره دست شد، به ری بازگشت و به خدمت منصوربن اسحاق حاکم ری در آمد و سرپرست بیمارستان ری شد. در همين شهر بود كه كتاب طب المنصوري را به نام او نوشت كه يكي از شناخته شده ترين و پرآوازه ترين نوشته هاي او در غرب است. ترجمه ي اين كتاب، نخستين كتاب پزشكي است كه با شيوه ي چاپ گوتنبرگي در اروپا چاپ شد.
بعدها به بغداد رفت و ریاست بیمارستان معتضد را بر عهده گرفت و شهرت وی در بغداد به جایی رسید که سابقه نداشت. برخي گمان مي كنند كه رازي رياست بيمارستان عضدي را بر عهده داشته است كه به دست عضدالدولهي ديلمي به سال 372 بازگشايي شد. اما رازي نزديك نيم سده پيش از بازگشايي آن بيمارستان از دنيا رفت و به نظر ميرسد بيمارستاني كه غلام معتضد ساخت، طي زمان با بيمارستان عضدي مشتبه شده باشد.
معرفی کتاب های رازی در زمینه ی پزشکی :
رازي پژوهشگر و نويسنده ي پركاري بوده و خود در اين باره در كتاب السيره الفلسفيه چنين نوشته است:"كوشش و پشتكار من در فراگيري دانش به اندازه اي بود كه به خط تعويذ (خط ريز) بيش از 20 هزار ورقه چيز نوشتم و پانزده سال از عمر خود را شب و روز در تاليف جامع كبير(همان حاوي) صرف كردم و بر اثر همين كار در نيروي بينايي من سستي پديد آمده و عضله ي دستم گرفتار سستي شده و من را از نوشتن محروم ساخته است. با اين همه، از جست و جوي دانش باز نمانده ام و پيوسته به ياري اين و آن مي خوانم و بر دست ايشان مي نويسم."
الحاوی :
از مهمترین آثار او «الحاوی» است.
که به نظر از «قانون» ابن سینا مهمتر است. ابوعلی سینا در تالیف قانون از این کتاب بهرهی فراوان برده است. این کتاب چند قرن مورد مطا لعه و مراجعه قرار می گرفته . الحاوي بزرگترين دانشنامه ي پزشكي است كه در آن نظريه هاي پزشكان پيش از رازي گردآوري شده است. او در اين كتاب نظر پزشكان را بي آن كه در آنها تغييري دهد، آورده و هر مطلبي را از هر كجا گرفته، منبع آن را نوشته است. رازي براي اين كار بزرگ بيش از 15 سال از عمر خود را صرف كرد تا اين كه بينايي و توان نوشتن را از دست داد و از شاگردانش كمك گرفت. با اين همه، سازماندهي نهايي كتاب به دست شاگردان رازي و پس از مرگ استاد انجام شد.
كتاب حاوي در سال 1297 ميلادي به درخواست شارل انجو، شاه سيسيل، به كوشش فرج بن سالم به لاتيني ترجمه شد. نخستين چاپ متن لاتين آن در سال 1486 در شهر برسكيا انجام شد و سپس در سالهاي 1505، 1506، 1509 و 1542 در شهر ونيز بار ديگر به چاپ رسيد. "حاوي" يكي از 9 كتابي بود كه كتابخانه ي دانشكده ي پزشكي پاريس در سال 1395 ميلادي در خود داشت.
طب المنصوری :
اثر دیگر رازی «طب المنصوری» است که به نام منصور بن اسحاق حاکم ری تألیف و تنظیم شده است. طب المنصوری و برخی از رساله های طبی دیگر محمد رازی به زبان لا تین ترجمه و چاپ شده و مورد استفاده اروپاییان بوده است.
اين كتاب پس از الحاوي مهمترين اثر پزشكي رازي به شمار مي آيد. رازي اين كتاب را به نام ابوصالح منصور بن اسحاق بن احمد بن اسد، والي ري، نام نهاده است. او در اين كتاب، كه به طب منصوري پرآوازه شده، مفاهيم پايه ي پزشكي را در ده مقاله آورده است. مقاله ي نهم اين كتاب، با عنوان"درباره ي درمان همه ي بيماريها از فرق سر تا نوك پا" بيشتر مورد توجه بوده و در اروپا به صورت جداگانه نيز به چاپ رسيده و شرح هاي گوناگوني بر آن نوشته شده است.
طب منصوري را جرارد كرمونيايي در سال 1481 به لاتين ترجمه كرد. ترجمه ي لاتيني آن نخست در سال 1484 به چاپ رسيد و سپس تا سال 1519، شش بار ديگر در ونيز چاپ شد. چاپ هاي ديگري از آن نيز در سالهاي 1533، 1544 و 1551 در سوئيس و 1674 در اولم فراهم آمد. اين كتاب تا پايان سده ي نوزدهم ميلادي بخشي از برنامه ي درسي دانشگاه توبينگن آلمان بود و رياست دانشگاه مونپوليه، در فرانسه، تا سال 1558 هنوز درس خود را از روي اين كتاب مي گفته است.
من لا یحضره الطبیب :
کتاب «من لا یحضره الطبیب» اثر دیگر وی شامل دستورهای ساده برای معا لجات گوناگون است. . من لايحضره الطبيب
چنانكه از نام اين كتاب بر مي آيد، براي كسي نوشته شده است كه به پزشك دسترسي ندارد. شيخ صدوق كه عنوان اين كتاب را پسنديده بود، كتابي با نام من لايحضره الفقيه در فقه شيعي نوشته است.
الجدري و الحصبه :
اين كتاب كهن ترين و مهم ترين كتابي است كه پيرامون آبله و سرخك نوشته شده است. رازي نخستين پزشكي است كه اين دو بيماري را دو بيماري جداگانه دانسته و شيوه ي نگارش آن به اندازه ي با اصول علمي امروزي همخواني دارد كه برخي از پژوهشگران تاريخ پزشكي، از جمله نوبرگر در كتاب تاريخ پزشكي خود، آن را برجسته ترين خدمت فرهنگ اسلامي به علم پزشكي دانسته اند.
ترجمه ي لاتين كتاب آبله و سرخك رازي در سال 1548 در پاريس منتشر شد و ترجمه هاي لاتيني ديگري از آن در سالهاي 1498 و 1555 در ونيز، در سالهاي 1529 و 1544 در سوئيس، در سال 1549 در استراسبورگ، در سال 1749 در لندن و در 1781 در گوتينگن چاپ شد. ترجمه ي فرانسوي آن در سال 1762 در پاريس منتشر شد. ترجمه ي انگليسي آن در سال 1747 در لندن انجام شد، اما در سال 1848 منتشر شد. محمود نجم آبادي آن را به فارسي ترجمه كرده است.
تقاسيم العلل :
كتاب تقسيم بيماري ها.گونه هاي فرهنگ پزشكي است كه بيماري ها و چگونگي درمان آنها چكيده وار در آن آمده است. اين كتاب را نيز جرالد كرمونيايي به لاتين ترجمه كرده است.
دفع مضار الاغذيه :
اين كتاب درباره ي جلوگيري از زيان غذاهاست و عبدالعلي نائيني آن را به فارسي ترجمه و با عنوان بهداشت غذايي منتشر كرده است.
في محنه الطبيب و كيف ينبغي ان يكون :
كتابي در چگونكي آزمايش كردن پزشكان و اين كه يك پزشك چگونه بايد باشد.
المرشد :
كتاب راهنما كه با نام الفصول نيز شناخته ميشود، چكيده ي دانش پزشكي است.
الادويه المسهله الموجود في كل مكان :
اين كتاب پيرامون داروهاي آسان يافتني است كه در هر جايي وجود دارند.
القرابازين :
رازي دو كتاب با اين نام دارد كه يكي كبير(بزرگ) و ديگري صغير(كوچك) ناميده مي شود. اين كتابها پيرامون داروهايي هستندكه پزشكان بايد با آنها آشنا باشند.
ديگر كتابهاي برجسته ي رازي در پزشكي عبارتند از: اطمعه المرضي(غذاي بيماران)، برءالساعه(فوريتهاي پزشكي)؛ كتابه في تولد الحصاه(كتاب او در پديد آمدن سنگريزه)، كتابه في القولنج(كتاب او در درد رودكان)، كتابه في النقرس و اوجاع المفاصل(كتاب او در درد پا و مفصلها)، الطب الملوكي(پزشكي شاهانه)، في العله التي صارالخريف ممرضا(در چرايي آنكه پاييز بيماري آور است)، في العله التي تحدث الورم و الزكام في رووس الناس وقت الورد(در علت آن كه ورم و زكام در سر مردم هنگام گل سرخ عارض ميگردد)، تقديم الفاكهه قبل الطعام و تاخير منه(خوردن ميوه پيش از غذا و پس از آن)، في عله التي لها ينجح جهال الاطباء و العوام و انساء اكثر من العلماء(در علت آن كه طبيبان نادان و عامه ي مردم و زنان، بيش از طبيبان دانشمند توفيق مييابند) و ... .
شيوه ي رازي در پزشكي :
رازي در پزشكي بسيار نوآور بود و پيروي كوركورانه از پزشكان پيش از خود را روا نمي دانست. او كتابي به نام شكوك نوشته و نظريه ها و روشهاي درماني نادرست جالينوس را بر شمرده است. او بر اين باور بود كه "تجربه بهتر از علم طب است" و منظور او از علم طب، نوشته هاي پيشينيان است. يادداشتها او كه در آنها به دقت فراوان چگونگي وضعيت بيماران و بهبودي آنها را توصيف كرده است، او را يكي از برجسته ترين پزشكان باليني همه ي دوران ها ساخته است. يكي از آن ياداشت ها اين گونه است:
"عبدالله بن سواده دچار تبهاي نامنظمي بود كه گاه هر روز به وي عارض ميگشت و زماني يك روز در ميان و گاهي هر چهار روز و شش روز. و پيش از عارض شدن تب، لرز مختصري به او دست ميداد و به دفعات بسيار بول ميكرد. من اين نظر را ابراز داشتم كه اين تب ها مي خواهد به تب ربع مبدل شود و يا اين است كه بيمار زخمي در كليه دارد. پس از اندكي در بول بيمار چرك ظاهر شد. من به او خبر دادم كه ديگر تب باز نخواهد گشت و چنين شد.
تنها چيزي كه مانع آن بود كه در نخستين بار نظر خود را درباره ي اين كه بيمار زخم كليه دارد، ابراز كنم اين بود كه پيش از آن به تب غب و تبهاي ديگر مبتلا بود و گمان مي رفت كه اين تب هاي نامنظم از التهاباتي باشد كه چون نيرو گيرد به تب ربع مبدل خواهد شد. به علاوه، بيمار به من شكايت نكرده بود كه در ناحيه ي گردهاش سنگيني مانندي دارد كه چون بر مي خيزد آن را احساس ميكند و من نيز فراموش كرده بودم كه دراين باره چيزي از او بپرسم. در واقع مي بايستي بسياري بول گمان مرا در زخم كليه ي وي قويتر كند، منتها نمي دانستم كه پدرش نيز سستي مثانه دارد و از چنين دردي شكايت ميكند ..."
زماني كه در بيمارستان ري پزشك مسوول بود، در حالي كه شاگردانش و شاگردان شاگردانش پيرامون او را گرفته بودند، به كار بيمارستان رسيدگي مي كرد. هر بيماري كه به بيمارستان وارد ميشد، نخست در نزد شاگردان شاگردان معاينه مي شد و اگر مساله اي براي آنها دشوار مي آمد، به شاگردان اصلي رازي عرضه مي شد و اگر آنها نيز در تشخيص بيماري در مي ماندند، به خود رازي مراجعه مي كردند. اين شيوه ي سازماندهي پزشكان از يادگارهاي رازي است كه هنوز هم در بيمارستان هاي آموزشي جهان رعايت مي شود.
هنگامي كه مي خواستند بيمارستان معتضدي بغداد را بسازند، با او براي جاي مناسب بيمارستان مشورت كردند. رازي فرمان داد قطعه هاي مساوي از گوشت را در محله هاي گوناگون شهر بياويزند و آن جايي را برگزينند كه قطعه ي گوشتها در آنجا ديرتر از جاهاي ديگر فاسد شده است. رازي در آن بيمارستان بخش ويژه ي بيماران رواني بنيان گذاشت و براي هر گروه از بيماران رژيم غذايي مناسب آنها را تعيين كرد.
رازي نخستين کسي است که فـعـل و انفـعالات شيميايي را در طب دخالت داده و بهـبود بيمار را نـتيجه آن در جسم او دانسته است. پس از وي اين روش توسط " ابن سينا " و ساير پـزشکان اسلامي دنبال شد.
رازي نخستين شيميدان و پـزشک اسلامي است که با تجربهً خود به خاصيت سمي جيوه پـي برده و دربارهً آن چـنين نوشته است:
" ....... در بابت جـيوهً خالص به نظرم نمي رسيد که خوردن آن خطرناک باشد، فـقط دردهاي شديد شکمي و امعـائي توليد مي نمايد و به نحوي که وارد بدن شده از آن خارج مي گردد، مخصوصاً اگـر شخصي حرکات ورزشي انجام دهـد... جيوه را به ميموني که در منزل خود داشتم خوراندم و ملاحضه کردم که حيوان دندانهايش را به هـم سائيده و شکم خود را با دستهايش فشار ميدهـد".
رازي با توجه به اين خاصيت جـيوه، آن را به عـنوان مسهـل تجويز کرد و " عـمادالدين " از آن در معـالجات استـفاده نمود.
لازم به گفتن است که اولین بار رازی به سمی بودن جیوه پی برد و این کشف او نیز به سبب تجربه ی استفاده از جیوه در معالجات بود.
رازی و کیمیاگری :
در علم کیمیا باید رازی را سرآمد دانشمندان اسلامی دانست. از کارهای مهم او که متکی به آزمایشهای متعدد بوده، کشف جوهر گوگرد (اسید سولفوریک) و الکل است. محمد رازی کتابهای متعدد در کیمیا به رشته تحریر در آورده است که از آن جمله «کتاب الاکسیر» و «کتاب التدبیر» را باید نام برد.
رازي براي اولين بار الکل را از تـقطير مواد قـندي و نشاسته ايي به دست آورد و آن را الکـحول ناميد. وي درباره طرز تـهـيه الکـل چـنين نوشته است:
" براي تـهـيه کردن آن کافي است که مواد نباتي هـر چه باشد گـرفته و ذخيزه نمايد به طريقي که خـميري درست شود و سپس آن را مدت يک شبانه روز بگـذارند تا خـمير بعـمل آيد؛ پس آن را در قرع و انبـيق ريخـته و تـقـطير کـنند، فوراً الکل حاصل ميشود"
از کتابـهاي الاثـبات و الاسرار مي توان استـنباط کرد که رازي سرخ شدن جـيوه در اثر حرارت دادن در هـوا را مي شناخته و بنابراين هـشت قرن قـبل از " لاوازيه " براي اولين بار اکسيد جـيوه را تـهـيه کرده است.
رازي نخـستين کسي است که تـهـيه کردن آرسنيک را بصورت خالص شرح داده است. رازي آرسنيک را جوهـر زرنيخ ناميده و دربارهً صفت مشخـصه آن نوشته: " ... حتي يصير جسداً بـيضا " که بايد آن را به فـلز سفيد يا جسم سفـيد که قابل ذوب شدن است ترجـمه کرد.
گـلمن در کتاب شيمي مدني خود " آلبرتوس ماگـنوس " را اولين تـهـيه کنـندهً فـلز آرسنيک ناميده بود ولي پس از اينکه کتاب الاسرار رازي بوسيله دکتر " يوليوس روسکا " به آلماني ترجـمه شد وي اشتباه گـذشته خود را رفـع کرده و رازي را نخـستين تـهيه کنندهً فـلز آرسنيک ناميده است.
رازي براي اولين بار جوهـر نمک (اسيد کلرئيدريک) را از تـقـطير نوشادر به دست آورد و آن را دهـن النوشادر (روغن نوشادر) ناميد است.
رازی ،" پدرعلم شیمی"
دانشمند شیمی ، پزشک و طبیعت شناس بزرگ ایرانی را پدر شیمی یاد کردهاند، از آن رو که دانش کیمیایی کهن را به علم شیمی نوین دگرگون ساخت. ابن ندیم از قول رازی گفته است: “روا نباشد که دانش فلسفه را درست دانست و مرد دانشمند را فیلسوف شمرد، اگر دانش کیمیا در وی درست نباشد و آن را نداند.” مکتب کیمیا : رازی مکتب جدیدی در علم کیمیا تأسیس کرده که آن را میتوان مکتب کیمیای تجربی و علمی نامید. ژولیوس روسکا دانشمند برجستهای که در شناسایی کیمیا (شیمی) رازی به دنیای علم بیشتر سهم و جهد مبذول داشته، رازی را پدر شیمی علمی و بانی مکتب جدیدی در علم دانسته، شایان توجه و اهمیت است که قبلا این لقب را به دانشمند بلند پایه فرانسوی لاوازیه داده بودند. به هر حال آنچه مسلم است تأثیر فرهنگ ایرانی دوران ساسانی در پیشرفت علوم دوران اسلامی و از جمله کیمیاست که در نتیجه موجب پیشرفت علم شیمی امروزه شده است.
ارتباط رازی با دیگر دانشها :
این فیلسوف و پزشک نامی ایران علاوه بر علم وسیع کیمیا و پزشکی جهانگیر، در فلسفه نیز دارای تحقیقات عمیقی است که مورد توجه و اهمیت می باشد. از کتابها و آثار فلسفی او اکنون جز تعداد معدودی در دست نیست، ولی آن چه از فهرست بیرونی و سایر مأخذ بر می آید وی کتاب های متعدد در کلیات مسا یل طبیعی و منطقیات و ما بعدا لطبیعیه داشته است و آنها عبارتند از کتابهای: سمع الکیان الهیولی الصغیر و الهیولی الکبیر . محمد رازی نه فقط در طب به تجربه دست می زد بلکه آزمایش را در کلیه مباحث علوم طبیعی ضروری می دانست. وی آزمایشهای شیمیایی خود را با چنان دقتی تشریح و توصیف کرده که امروزه هم هر شیمیدانی می تواند عیناً آن را مجددا به معرض آزمایش درآورد. رازی مواد شیمیایی را طبقه بندی کرد، وی نخستین کسی است که کلیه اشیای عالم را به سه طبقه حیوانات، نباتات، جامدات تقسیم کرده است.
مسعودی در کتاب التنبیه و الاشراف گفته است که: رازی در سال ۳۱۰ هجری کتابی در سه مقاله راجع به فلسفه فیثا غوری نگاشت و بعید نیست این توجه به فلسفه فیثاغوری جدید نتیجه تعلم رازی نزد ابوزید بلخی بوده باشد که از شاگردان کندی و متوجه فلسفه فیثاغوری جدید بود.رازی در علوم طبیعی و از جمله فیزیک تبحر داشته است. ابوریحان بیرونی و عمر خیام نیشابوری، بررسیها و پژوهشهای خود را از جمله در چگالسنجی زر و سیم مرهون دانش “رازی” هستند. رازی در علوم فیزیولوژی و کالبدشکافی، جانورشناسی، گیاه شناسی، کانیشناسی، زمین شناسی، هواشناسی و نورشناسی دست داشته است
نظریه اتمی و رازی :
در فرآیند دانش کیمیا به علم شیمی توسط رازی، نکتهای که از نظر محققان و مورخان علم، ثابت گشته، نگرش “ذره یابی” یا اتمسیتی رازی است. کیمیاگران، قائل به تبدیل عناصر به یکدیگر بودهاند و این نگرش موافق با نظریه ارسطویی است که عناصر را تغییرپذیر یعنی قابل تبدیل به یکدیگر میداند. لیکن از نظر ذره گرایان عناصر غیر قابل تبدیل به یکدیگرند و نظر رازی هم مبتنی بر تبدیل ناپذیری آنهاست و همین علت کلی در روند تحول کیمیایی کهن به شیمی نوین بوده است. به تعبیر تاریخی زکریا، “کیمیا” ارسطویی بوده است و “شیمی” دموکریتی است. به عبارت دیگر، شیمی علمی رازی، مرهون نگرش ذرهگرایی است، چنانچه همین نظریه را بیرونی در علم “فیزیک” کار است و بسط داد.
بحث علمي پيرامون ايمني اكتسابي :
در سال 1797 ميلادي، ادوارد جنر، پزشك انگليسي، دريافت دختراني كه شيرگاوهاي مبتلا به آبله ي گاوي را مي دوشند، نسبت به آبله انساني(آبله مرغان) ايمن هستند. جنر بر پايه ي اين مشاهده و چند آزمايشي كه انجام داد، مفهوم ايمني اكتسابي(به دست آوردني) را مطرح كرد. اما نزديك 900 سال پيش از جنر، محمد زكرياي رازي، براي نخستين بار آبله مرغان را به صورت علمي توصيف كرد. او در كتاب الجدري و الحصبه خود نوشته است كه اين بيماري از فردي به فرد ديگر منتقل ميشود، اما اگر كسي از اين بيماري جان سالم به در برد، بار ديگر به اين بيماري دچار نمي شود.
استادان زکریای رازی :
مورخان طب و فلسفه در قدیم به تفاریق استادان رازی را سه تن یاد کردهاند: ابن ربن طبری: زکریا در طب شاگرد وی بوده است. ابوزیذ بلخی: حکیم زکریای رازی در فلسفه شاگرد وی بوده است. ابوالعباس محمد بن نیشابوری: استاد محمد بن زکریا رازی در حکمت مادی (ماترلیسیم) یا گیتیشناسی بوده است.
سالهای پایانی عمر:
رازي سالهاي پاياني زندگي خود را در ري گذراند و دانشجويان زيادي از او درس گرفتند و پزشكان چيره دستي شدند. در همان سالها بود كه چشمان رازي آب آورد و يكي از شاگردانش از طبرستان براي درمان او آمد و از استاد خود خواست اجازه دهد به درمان او بپردازد. رازي گفت كه اين كار بر رنج و درد من مي افزايد، چرا كه مرگ من نزديك به نظر مي رسد و روا نيست براي بازيافتن بينايي، خود را دچار رنج و سختي سازم. ديري نگذشت كه او در پنجم شعبان سال 313 قمري در ري از دنيا رفت. او در آن هنگام، اندكي بيش از 60 سال داشت.
گرچه رازی در سال ۳۰۴ خورشیدی- ۳۱۳ هجری قمری- در زادگاهش چشم از جهان فروبست اما خورشید نبوغ رازی با آثار ماندگارش همیشه بر تاریخ علم میتابد. رازی مؤلف و پژوهشگر پرکاری بود. طبق فهرستی که ابوریحان بیرونی در کتاب « فهرست کتب رازی » ارائه کرده ۱۸۴ عنوان کتاب در زمینههای مختلف است که- ۵۶ کتاب مرتبط با طب-۳۳ کتاب در طبیعیات-۷ کتاب در منطق- ۱۰ کتاب در ریاضیات و اخترشناسی-۷ کتاب در تفسیر و تخلیص کتابهای فلسفی و پزشکی دیگران-۱۷ کتاب در علوم فلسفی و تخمینی- ۶ کتاب در ماوراءالطبیعه-۱۴ کتاب در الهیات-۲۲ کتاب درکیمیا- ۲ کتاب در کفریات-و۱۰ کتاب در فنون مختلف دیگر دارد.